تهیه سیاهه نوشته

پس از پایان مرحله فیش‌نویسی، باید مقاله خود را بنویسید. نوشتن مقاله دو مرحله دارد: یکی مربوط به تهیه بدنه مقاله است و دیگری مرحله ساختار مقاله، یعنی چکیده، مقدمه و … . مرحله دوم را در فصل دوم توضیح خواهیم داد، اما مرحله اول، تدوین بدنه مقاله است که با تهیه سیاهه نوشته آغاز شده و با نگارش علمی به پایان می‌رسد.
مراد از تهیه سیاهه نوشته، جمع‌آوری، تحلیل و نتیجه‌گیری از فیش‌های موجود است. سیاهه نوشته اینگونه تهیه می‌شود:
۱٫ در مرحله اول، شما باید فیش‌های هر یک از موضوعات خود را جدا کنید، مثلا فیش‌های تعریف غیبت در یکجا، مورد اول جواز غیبت (دادخواهی) در یکجا، مورد دوم جواز غیبت (غیبت کردن از کسی که فسقش آشکار باشد) در یکجا، و همینطور بقیه موضوعات.
۲٫ در مرحله دوم، فیش‌های کد «یک» را جلوی روی خود گذارده و آنها را پهن کنید. سپس با مطالعه آنها به نقطه نظر نهایی برسید و آن را یادداشت کنید.
برای نمونه، فرض کنید در تعریف غیبت، پنج فیش تهیه کرده‌اید. این تعریف‌ها را جلوی روی خود قرار دهید و با مطالعه آنها، خودتان یک تعریف ارائه دهید. البته لزوماً به این معنا نیست که حتماً تعریف جدیدی باشد، شاید نظرتان به یکی از تعاریف موجود تمایل داشته باشد. مهم این است که یک تعریف را برگزینید. حالا در تهیه سیاهه نوشته، اول تعاریفی که در فیش تهیه کرده‌اید را نوشته، سپس تعریف مورد نظر خود را به عنوان تعریف حقیقی غیبت یادداشت می‌کنید.
در مورد فیش‌های بعدی نیز همینگونه عمل می‌کنید. یعنی فرض کنید، در مورد دادخواهی چند فیش تهیه کرده‌اید. در یکی از این فیش‌ها، فقط ذکر کرده‌اید که یکی از موارد جواز غیبت دادخواهی است، در فیش دیگر یک آیه از قرآن برای دلیل آن مطرح کرده‌اید و در فیش سوم یک روایت به عنوان مؤید آن آورده‌اید. فیش‌ها را جلوی رویتان قرار می‌دهید و با مطالعه آنها، یک معدل از آنها می‌گیرید و در مقاله خود ذکر می‌کنید. معدل گرفتن به این معناست که از تفکر در مورد اقوال یا متن‌های مختلفی که یادداشت کرده‌اید، بهترین نظریه و بهترین متنی را که به نظرتان می‌آید را در سیاهه نوشته خود یادداشت کنید.
تمام فیش‌ها را به همین نحو انجام دهید تا به آخرین موضوع برسید. پس از پایان کار، سیاهه خود را مطالعه کرده و از طریق نگارش علمی ـ که در ادامه توضیح خواهم داد ـ آن را به صورت علمی نگارش کنید.
این را نیز بدانید، در برخی موارد، هنگام تهیه سیاهه نوشته متوجه می‌شوید برای یک موضوع، فیش کم دارید، در این صورت باید مجدد مطالعه کرده و برای آن موضوع فیش تهیه کنید. از طرف دیگر، در برخی موارد می‌بینید که برای یک موضوع فیشِ زیادی تهیه کرده‌اید و بسیاری از آن فیش‌ها زائد هستند، در این صورت باید فیش‌های زائد را کنار بگذارید. به همین جهت است که در شانزدهمین اصل از اصول فیش‌نویسی آمده است: «سرنوشت احتمالی یک فیش عبارت است از: حذف فیش، تکمیل فیش و مطالبه تهیه فیش جدید».

نمونه کار
نوشتن سیاهه نوشته کل مقاله در اینجا ممکن نیست. ولی سیاهه نوشته سؤال فرعی اول خود را در اینجا بازنویسی می‌کنم:

کوتاهی آرزو
نراقی کوتاهی آروز را اینگونه تعریف می‌کند: «ضد درازی آرزو، کوتاهی آرزو است. اما آرزوی دراز این است که کسی به ماندن و بقاء خود تا مدتی دراز اعتقاد و اعتماد داشته باشد و به متعلقات بقاء از مال و خانه و خانواده و غیر اینها رغبت و تمایل نماید.» (نراقی، ۱۴۳۰، ج۳، ص۳۱) بنابر تعریف نراقی، کوتاهی آرزو دو قید دارد که هر دو قلبی هستند یکی اعتقاد به بقاء و دیگری رغبت به متعلقات دنیا. جزایری نیز این تعریف را ارائه می‌دهد: «طول أمل و آرزوهای دراز این است که انسان اعتماد و اعتقاد بر ماندن در دنیا و عمر زیاد و باقی ماندن قدرت و جوانی و ثروت داشته باشد» (جزایری، ۱۳۸۲، ص۲۵۱) به نظر می‌رسد جزایری، مثال‌ها (قدرت، جوانی و ثروت) را وارد تعریف کرده است، در حالی که معمولاً در تعریف از مثال استفاده نمی‌شود.
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: آرزو برای امت من رحمت است و اگر نباشد، مادری فرزندش را شیر نمی‌دهد و باغداری درخت نمی‌کارد. (قمی، ۱۳۹۲، ج۱، ص۸۶) این روایت نشان می‌دهد که اصل آرزو خوب، و وجود آن ضروری است. در کتاب‌های روایی آمده است: «روزی عیسی بن مریم نشسته و پیرمردی مشغول بیل زدن بود و زمین را می‌کَند. عیسی گفت: بارخدایا، از دل او آرزو را بیرون کن. پیرمرد بلافاصله بیل را به کناری انداخت و خوابید. ساعتی گذشت و عیسی عرض کرد: بارالها، آرزو را به او بازگردان. دوباره پیرمرد بلند شد و شروع به کار کرد. حضرت عیسی از علت رفتار پیرمرد پرسید، پیرمرد جواب داد: وقتی مشغول کار بودم، نفسم به من گفت: تا کی کار می‌کنی؟ تو پیرمرد افتاده‌ای هستی. این بود که بیل را انداختم و خوابیدم، ولی دوباره نفسم گفت: به خدا سوگند که تو تا وقتی زنده‌ای به زندگی نیاز داری، این بود که بیل را برداشتم.» (قمی، ۱۳۹۲، ج۱، ص۸۶) این روایت از حضرت عیسی اهمیت آرزو در زندگی را مشخص می‌کند.
چند اثر برای کوتاهی آرزو در روایات ذکر شده است. کردار بد: حضرت علی می‌فرماید: «کسى که آرزوهایش طولانى است کردارش نیز ناپسند است» (نهج البلاغه، حکمت ۳۶). سخت شدن قلب: خداوند خطاب به موسی فرمود: «در دنیا آرزوی دراز نکن که قلبت سخت می‌شود و انسان سختدل از من به دور است» (محمدی ری‌شهری، ۱۳۸۴، ج۱، ص۱۸۸) از این روایت به ضمیمه روایاتی که اصل آرزو را مدح می‌کند برداشت می‌شود که کوتاهی آروز موجب نرمی دل می‌گردد.
راه‌های کوتاه کردن آروز: ۱٫ درستکاری: امام سجاد می‌فرماید: «خدایا، ما را از آرزوی دور و دراز نگه‌دار، و چنان کن با درستکاری دست آرزوها از ما کوتاه شود» (صحیفه سجادیه، دعای چهلم). ۲٫ یاد مرگ: یاد مرگ آرزوی دراز را کوتاه می‌کند، و موجب بیقراری و کناره‌گیری از خانه فریب است و آدمی را برای آخرت آماده می‌سازد. از این رو در فضیلت آن و ترغیب به آن روایات زیادی وارد شده است، همچنان که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: «چون به صبح می‌رسی درباره عصر فکر نکن و چون به عصر رسیدی درباره صبح فکر نکن. از سلامتی برای بیماریت و از جوانی برای پیریت، و از زندگی برای مرگت استفاده کن؛ زیرا نمی‌دانی فردا زنده‌ای یا مرده.» (طوسی، ۱۴۱۴، ص۵۲۶)
«زهد» یعنی اعراض و بی میلی، در مقابل «رغبت» که عبارت است از کشش و میل. بی میلی نسبت به اشیائی که مورد تمایل و رغبت طبع است، از نظر اندیشه و آرزوی انسان – که در جستجوی سعادت و کمال مطلوب است – هدف و مقصود نباشد، پس زاهد یعنی کسی که توجهش از مادیات دنیا به عنوان کمال مطلوب و بالاترین خواسته عبور کرده، متوجه چیز دیگر از نوع چیزهایی که گفتیم معطوف شده است. در نتیجه، بی‌رغبتی زاهد بی‌رغبتی در ناحیه اندیشه و آمال و ایده و آرزو است نه بی‌رغبتی در ناحیه طبیعت. به عبارت دیگر، بدیهی است وقتی که چیزی کمال مطلوب نبود و یا اساسا مطلوب اصلی نبود بلکه وسیله بود، مرغ آرزو در اطرافش پر و بال نمی‌زند و پر نمی‌گشاید و آمدن و رفتنش شادمانی یا اندوه ایجاد نمی‌کند.

اگر توجه داشته باشید، پاراگراف‌های من بر اساس فهرستی که از قبل آماده کرده بودم تنظیم شده است؛ یعنی:
• T کوتاهی آرزو
P معنای کوتاهی آرزو
P اهمیت کوتاهی آرزو
P آثار کوتاهی آرزو
P راهکارهای کوتاه کردن آرزو
P نقش کوتاهی آرزو در تحقق زهد


برچسب ها :