سؤالات اصلی و فرعی

طراحی سؤالات اصلی و فرعی، سومین مرحله از طراحی تحقیق در پژوهش‌های تمرینی است. سؤال اصلی و سؤالات فرعی از حیث طراحی شبیه هم هستند ولی به جهت سهولت در یادگیری، آن دو را جداگانه مطرح می‌کنیم.

طراحی سؤال اصلی
طراحی سؤال اصلی در غالب موارد بسیار ساده است، یعنی شما باید عنوان پیشنهادی خود را از حالت مصدری، به حالت پرسشی تغییر دهید.
برخی سؤال می‌کنند با توجه به اینکه سؤال اصلی همان عنوان تحقیق است. اما به صورت پرسشی است، با وجود عنوان تحقیق، دیگر به طراحی سؤال اصلی چه نیازی است؟ در پاسخ می‌گویم یک قانون بسیار مهم در پژوهش وجود دارد که «در پژوهش، تنها و تنها مطالبی در فیش‌نویسی جمع‌آوری می‌شوند که دخالت مستقیم در پاسخ به سؤال اصلی داشته باشند». پس باید سؤال اصلی طراحی شود تا بتوان برای پاسخ به آن، مطالب مورد نیاز را جمع‌آوری کرد. علاوه بر اینکه ذهن انسان وقتی با سؤال روبه‌رو می‌شود تمرکزش روی مسئله بیشتر می‌شود به همین جهت، جمع‌آوری مطالب هدفمندتر و منسجم‌تر خواهد شد. یک بار می‌توانید این امر را امتحان کنید، سعی کنید در مورد یک بحث، یک صفحه مطلب بنویسید، سپس در مورد همان بحث به یک سؤال پاسخ دهید. می‌بینید که مورد دوم بسیار ساده‌تر است.
نکته دیگر در مورد ضرورت سؤال اصلی این است که در مورد طراحی سؤالات فرعی می‌گویند که سؤالات فرعی خُرد شده سؤال اصلی است. پس باید سؤال اصلی طراحی شود تا بتوان آن را خُرد کرده، به سؤالات فرعی تبدیل کرد.
نکته بسیار مهم در طراحی سؤال اصلی، و همچنین سؤالات فرعی، این است که سؤال باید از «چیستی، چرایی و چگونگی» باشد. بنابر این از طراحی سؤال به گونه‌ای که با یک کلمه پاسخ داده شود باید اجتناب کرد. مثلاً «آیا قیمت‌گذاری در بازار اسلامی برای حاکم جایز است یا خیر؟» سؤال صحیحی نیست، بلکه مثلاً باید گفت «در چه صورتی حاکم اسلامی در قیمت‌گذاری بازار ورود پیدا می‌کند؟».
گفتیم که طراحی سؤال اصلی در غالب موارد بسیار ساده است. تنها آسیب این بخش، کلیشه‌ای شدن سؤال است. مثلاً برای عنوان «بررسی علل کم شدن فرزندآوری در زنان ایرانی» هر محقق نوقلمی سریعاً می‌گوید: «علل کم شدن فرزندآوری در زنان ایرانی چیست؟» در صورتی که گذاردن یک «چیست» در آخر عنوان، سؤال اصلی را تبدیل به سؤال کلیشه‌ای می‌کند. اشتباه نشود، سؤال غلط نمی‌شود، می‌گویم به جای اینکه یک «چیست» در آخر عنوان قرار دهید و سؤال را کلیشه‌ای کنید، عنوان پیشنهادی را به یک سؤال زیبا تبدیل کنید. بنابر این، در مثال مذکور بهتر است گفته شود: «چه عللی باعث کم شدن فرزندآوری در زنان ایرانی شده است؟». تکرار می‌کنم که‌ سؤال اول غلط نیست، بلکه سؤال دوم زیباتر است.

نمونه کار
بر اساس خطبه ۸۱ نهج‌البلاغه، حقیقت زهد چیست؟

طراحی سؤالات فرعی
قبل از تبیین شیوه طراحی سؤالات فرعی، لازم است متذکر شوم که برای طراحی سؤالات فرعی تسلط بر روی محتوا امری ضروری است. به همین جهت غالب اساتید روش تحقیق نمی‌توانند در طراحی سؤالات فرعی به شما کمکی کنند. بلکه باید از اساتید راهنما یا متخصصین علم کمک بگیرید و یا اینکه پیرامون آن بسیار مطالعه کنید. زیرا سؤالات فرعی، مسیر رسیدن به نتیجه را مشخص می‌کنند و برای اینکه بدانید از چه مسیری باید به نتیجه برسید، یا باید از اساتید راهنما کمک بگیرید و یا اینکه قبل از انجام پژوهش، و قبل از طراحی تحقیق، پیرامون موضوع تحقیق خود مطالعه کافی داشته باشید. به همین جهت است که می‌گویند: «بهترین طرح تحقیق آن است که حداقل سه ماه پیرامون آن موضوع مطالعه شده باشد و سپس طرحنامه تحقیق تکمیل گردد». شیوه طراحی سؤالات فرعی را در قالب چند نکته تبیین می‌کنم.

چند نکته
۱٫ به دو روش می‌توان سؤالات فرعی را طراحی کرد. انتخاب روش طراحی سؤالات فرعی بستگی به نوع سؤال اصلی دارد؛ توضیح اینکه:
الف. هر گاه سؤال اصلی را بتوان به دو یا سه بخش تقسیم کرد، طراحی سؤال فرعی راحت می‌شود. برای نمونه، در سؤال اصلی «گناه چه آثار دنیوی و اخروی در پی دارد؟» سؤالات فرعی را می‌توان بدینگونه طراحی کرد: «۱٫ گناه چه آثار دنیوی در پی دارد؟ ۲٫ گناه چه آثار اخروی در پی دارد؟» یا برای سؤال اصلی «گستره، شرایط و موانع رزق طالبان علم چیست؟» می‌توان این سؤالات فرعی را قرار داد: «۱٫ گستره رزق طالبان علم چیست؟ ۲٫ رزق طالبان علم چه شرایطی دارد؟ ۳٫ چه موانعی پیش روی رزق طالبان علم وجود دارد؟»
ب. اما اگر نتوان سؤال اصلی را به چند بخش تقسیم کرد، مثل این مورد: «امام سجاد در دعای ۴۹ صحیفه سجادیه، جریان‌های انحرافی را چگونه آسیب‌شناسی کرده است؟» کار کمی مشکل می‌شود. در اینگونه موارد باید با مطالعه و کمک اساتید راهنما و متخصصین در علم، «آسیب‌ها» را به دست آورد و سپس هر یک از آسیب‌ها را تبدیل به سؤال فرعی کرد. فرض کنید در مثال مورد بحث، چهار آسیب (غفلت، قساوت قلب، اشتغال به لهو، عصیان خداوند) وجود داشته باشد. در این صورت باید هر یک از آسیب‌ها را تبدیل به سؤال فرعی کرد. یعنی «۱٫ غفلت چه نقشی در بروز جریانهای انحرافی دارد؟ ۲٫ قساوت قلب چه نقشی در بروز جریان‌های انحرافی دارد؟ ۳٫ اشتغال به لهو چه نقشی در بروز جریان‌های انحرافی دارد؟ ۴٫ عصیان خداوند چه نقشی در بروز جریان‌های انحرافی دارد؟»
شاید کسی در اینجا بگوید من با کمک گرفتن از اساتید و مطالعه، به چهار آسیب رسیده‌ام و چهار سؤال فرعی برای تحقیق خود قرار داده‌ام. اما هنگام پژوهش و جمع‌آوری فیش، آسیب پنجمی برای بروز جریان‌های انحرافی یافته‌ام، در این صورت چه کار باید بکنم؟ در این صورت می‌گویم که کافی است فقط آسیب پنجم را به فهرست خود اضافه کنید. باید بدانید که فلسفه وجودی سؤالات فرعی، رسیدن به فهرست مطالبِ دقیق و منطقی است و هنگامی که فهرست مطالب تنظیم شد، دیگر سؤالات فرعی کارآیی خود را از دست می‌دهند. به همین جهت پس از شروع پژوهش هر تعداد مطلب، از جنس سؤالات فرعی یافت شد، باید به فهرست مطالب، و در نتیجه، به مقاله اضافه شود.
۲٫ نام دیگر سؤالات فرعی، سؤالات فصل‌ساز است؛ بدین معنا که هر یک از سؤالات فرعی، باید یک فصل از پایان‌نامه یا یک قسمت از مقاله را بسازد. مثلاً در سؤالات فرعی «گستره رزق طالبان علم چیست؟ و شرایط رزق طالبان علم چیست؟ و موانع رزق طالبان علم چیست؟»، «گستره رزق طالبان علم»، یک فصل از تحقیق است و «شرایط رزق طالبان علم» و «موانع رزق طالبان علم» دو فصل دیگر از تحقیق خواهند بود.
در برخی موارد که در طراحی سؤالات فرعی دچار مشکل شدید، می‌توانید از طریق تنظیم فهرست پیشنهادی خود، سؤالات فرعی را طراحی کنید؛ بدین صورت که فکر کنید اگر بخواهید مقاله‌ای بنویسید و به نتیجه برسید، باید چه مسیری را طی کنید. در این صورت، فهرست خود را می‌نویسید و سپس از این فهرست برای طراحی سؤالات فرعی کمک می‌گیرید.
اجازه دهید یک تجربه را در همین مسئله برایتان بازگو کنم.
عنوان مقاله‌ای به دستم رسید با عنوان «نگاه اسلام پیرامون آموزش و تحصیل زنان». برای طراحی سؤالات فرعی و تنظیم فهرست از من کمک خواستند. در وهله اول، هر چه فکر کردم نتوانستم سؤالات فرعی آن را طراحی کنم، به همین جهت، پیش خودم فکر کردم برای اینکه مقاله به نتیجه برسد، باید چه مسیری را طی کنیم؟ کمی مطالعه کردم و دیدم کسانی که تحصیل زنان را مطلوب نمی‌دانند، سه دلیل برای مدعای خود دارند. از طرف دیگر، کسانی که موافق تحصیل زنان هستند، چهار دلیل مطرح می‌کنند. برای همین به نظرم رسید که اول ادله نافین مطلوبیت تحصیل زنان را مطرح کرده، جواب بدهیم. سپس ادله مثبتین مطلوبیت تحصیل زنان را مطرح ‌کنیم و با این مسیر می‌توانیم به سؤال اصلی پاسخ دهیم. در نتیجه، برای این پژوهش دو سؤال فرعی خواهیم داشت: «۱٫ نافین مطلوبیت تحصیل زنان چه ادله‌ای دارند؟ ۲٫ مثبتین مطلوبیت تحصیل زنان چه ادله‌ای را مطرح می‌کنند؟».
۳٫ نکته سوم و بسیار مهم در مورد سؤالات فرعی این است که این سؤالات باید به گونه‌ای طراحی شوند که پاسخ به آنها، به خودی خود موجب پاسخ به سؤال اصلی شود. در مثال «امام سجاد (ع) در دعای ۴۹ صحیفه سجادیه، جریان‌های انحرافی را چگونه آسیب‌شناسی کرده است؟» وقتی به سؤالات فرعی پاسخ دهید، پاسخ سؤال اصلی، خود به خود به دست می‌آیند و محقق در پاسخ به سؤال اصلی می‌گوید: «در دعای ۴۹ صحیفه سجادی، امام سجاد (ع) منشأ جریان‌های انحرافی را در چهار امر می‌داند. ایشان در دعای مذکور می‌فرماید که غفلت، قساوت قلب، اشتغال به لهو و عصیان خداوند موجب بروز جریان‌های انحرافی می‌شود.»
باید بدانید که در سرتاسر مقاله شما هیچ‌گاه جواب سؤال اصلی را نمی‌بینید. سؤال اصلی باید در بخش «نتیجه‌گیری» پاسخ داده شود و در مقاله، فقط پاسخ سؤالات فرعی آورده می‌شود.
۴٫ ترتیب سؤالات فرعی باید به صورت منطقی باشد. در مثال «نگاه اسلام پیرامون آموزش و تحصیل زنان»، ترتیب منطقی بحث این گونه است که اول ادله نافین مطلوبیت تحصیل زنان مطرح، و پاسخ داده می‌شود و سپس ادله مثبتین مطلوبیت تحصیل زنان مطرح می‌گردد. بنابر این سؤال فرعی اول: «نافین مطلوبیت تحصیل زنان چه ادله‌ای دارند؟» است و سؤال فرعی دوم: «مثبتین مطلوبیت تحصیل زنان چه ادله‌ای را مطرح می‌کنند؟». البته قبول دارم که در بسیاری از موارد، همانند تحقیق «آسیب‌شناسی جریان‌های انحرافی از منظر امام سجاد (ع) با تأکید بر دعای ۴۹ صحیفه سجادیه» فرقی نمی‌کند شما کدام یک از آسیب‌ها را اول نقل کنید.
۵٫ نکته دیگر در مورد سؤالات فرعی، تعداد این سؤالات است. برخی می‌گویند سؤالات فرعی باید دو تا پنج سؤال باشد، کمتر و بیشتر از این عدد اشتباه است. ولی به نظر می‌رسد مشخص کردن کمینه و بیشینه برای حجم سؤالات فرعی، محقق نوقلم را دچار اضطراب می‌کند. به همین جهت پیشنهاد می‌کنم که اصلا نگران تعداد سؤالات فرعی نباشید، فقط یادتان باشد که «هرچه تعداد سؤالات کمتر باشد بهتر است» یا بهتر بگویم «سؤالات کمتر، تحقیق دقیق‌تر»

نمونه کار
۱٫ کوتاهی آرزو چه نقشی در تحقق زهد دارد؟
۲٫ ورع در محرمات چه نقشی در تحقق زهد دارد؟
۳٫ شکر نعمت چه نقشی در تحقق زهد دارد؟


  1. اقا دستتون درد نکنه خسته نباشید عالیییی بود